داعش

تو ماموریت یه شب که خواب بودم با صدای همکارم پریدم ، دیدم داره اسم خودشو صدا می زنه: هادی! هادی! از خواب بیدار شو! از خواب بیدار شووووو! واااااای !

دیدم شرایط بدشده، صداش کردم : هادی!  پا شو !خواب بد دیدی؟ خواب بد دیدی؟!

وقتی بیدار شد گفت : خواب دیدم یکی دو تا از همین داعشی ها اومدن می خوان با چاقو رگ گردنمو بزنن !

گفتم: ای بابا! مجبوری هی اخبار مربوط به داعش گوش کنی که به این روز بیفتی 

این داعشی ها خواب شب رو هم از ما گرفتن

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
khodai

محرم شدو شدعزای حسین به پا شد به گیتی,لوای حسین بشد از قیامتتش,قیامت به پا جهان سوگوار,از برای حسین فنا شدچو پروانه درراه دوست چنین است,رمز بقای حسین سلاااااام این ایام بر شما تسلیت باد دوست عزیز[گل]

زهرا

حالم خراب است / بدجوراوضاعم پریشان رباب است ارباب جانم / میدانم ازاین روضه هاقلبت کباب است تقصیرمن نیست / نام رباب است وغزالم باطناب است بعدازمدینه / دیگرجسارت برزنان درکوفه باب است توروی نیزه / ناموستان آواره ی دشت وخرابه است می مردم ای کاش / جای رباب وخواهرت بزم شراب است؟ بازارشامی! / این واژه دردآورترین نوع عذاب است حالم خراب است / حالم خراب ازقصه ی طفل رباب است گهواره که نیست / آهسته تر!اصغربه روی نیزه خواب است ایام سوگواری سید شهیدان بر شما تسلیت باد

سعید

السلام علیک یااباعبدالله الحسین ایام بر شما تسلیت باد...

ننه صدرا

شما که نیستی ؟ تینا هم نیست؟ انسالله خیر باشه!

م.ن.آزادانی

سلام من تو باز کردنوبت مشکل دارم وب نوشته هاش نصفه میاد!!!!!!!!!!!!!!!! چرا آیا؟

تینا

سمانه جونم، داداشی باز ماموریت خارک رفته و من هم چند روز نتم قطع بود ممنونم از لطفت . [گل]

ننه صدرا

ای بابا باز این بچه فرستادن خاررررررررررک! میگم دکتر تنیا درباره داعش باید بگم خطرنکترین وبزرگترین گروه تروریستی که بیشترین جذب دواطلب رو داره ! پس باید حواسمون باشه !

تینا

درست میگی اما داعش در مقابل قدرت ایران چیزی نیست

وارش مهر

ایشالا سفرشماپراز تجربه های خوب... زنده باشید[گل]

khodai

تــا بپـیـــونـدد به دریـا کـــــوه را تنـــها گــــذاشت رود رفــت امـــا مســیر رفـتنــش را جـــا گذاشت هیچ وصلی بی جدایی نیست، این را گفت رود دیده گلگون کـــرد و ســر بر دامـن صحرا گذاشت هــر کــه ویران کـــرد ویران شد در این آتش سرا هیـــزم اول پـایـــه ی ســــوزاندن خـــود را نهــاد اعتبـار ســـر بلنــدی در فـــروتـــن بــودن اســـت چشــمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت مــــوج راز ســــر به مهری را به دنیا گفت و رفت با صــدف هایی که بین ســـاحل و دریا گذاشت فاضل نظری[گل][گل][گل]