حس یک سقوط

نمی دونم هنگام سقوط هواپیما، چه حسی به آدم دست میده، اون هم تو یه فضای بسته  که هیچ کاری نتونی کنی، راه فراری نیست ، شاید اگه من باشم، بشینم و نظاره گر دیگران باشم ، نظاره گر فریاد انسان هایی که از مرگ واهمه دارن و فکر نمی کردن الان وقت پایان آرزوها و دل بستگی هاست، یه کم اونطرف تر نظاره گر مادری که داره برای بچه ده روزش ،لالایی مرگ می خونه، نظاره گر خدمه پرواز که با توجه به اتفاقات گذشته شاید همچین روزی رو پیش بینی می کردن اما به خاطر امرار معاش، حاضر به ترک شغل نبودن، نظاره گر کاپیتان باغیرت پرواز که داره سعی می کنه  در محله مسکونی سقوط نکنه . همش تو یه لحظس ، که اصابت با زمین  همانا و انفجار هواپیما همانا و مرگ همانا و حسرت باقی زندگی همانا.....

/ 5 نظر / 20 بازدید
تینا

ایشالله هزارساله باشی داداشی ، واقعا متاسفم شاید اگه دقت بیشتری قبل از پرواز میکردند متوجه نقص فنی میشدند و باعث مرگ این ادما نمیشدند ، راستی داداشی منم اگه اونجا بودم نمیدونم چه حسی داشتم اما حس پایان یافتن ارزوها و رویاها ، حس اینکه ای وای دیدی فرصتها تمام شد ، و شاید منم راهی پیدا میکردم برای نجات ! و شاید در حالی که ناباورانه نگاه میکردم همه چیز تمام میشد ...

ننه صدرا

تقصیر ایناست که هواپیماهای کهنه وقدیمی رو جمع نمیکنن،داخل بعضیاش از اتوبوسم داغونتره !وای به اینکه بیفته تو چاله هوایی قشنگ حس ملاقات با عزرائیل به دست میده![وحشتناک] خدا بیامرزشون!!

سعید

سلام متاسفانه خانه از پای بست ویرانست کجای دنیا اطراف فرودگاه هاشون ساختمان بلند و منبع آب می سازن؟ اگر اون منبع آب نبود، خلبان هواپیما رو فرود میاورد

khodai

به نظر من بدترین نوع مرگه.امیدوارم دیگه تو کشور ما از این اتفاقا نیفته.من که از هواپیما وحشت دارم.سعی میکنم سوار نشم ولی تو خونه مجبورم میکنن سوار شم تا به مقصد برسیم هزار بار میمیرمو زنده میشم//البته مرگ دست خداست ولی خب استرس داره[گل]

مهربانو

سلام و عرض خوش آمد ب شما...بدترین حسیه ک وجود داره.امیدوارم دیگه همچین اتفاقاتی پیش نیاد.