مدیریت مالی

یه سری رفتم یه آرایشگاه باکلاس، نمی دونستم نرخ اصلاحش چه قدره ؟

بعد از اصلاح  کلی پیاده شدم البته چون اولین بار بود می رفتم گفت : هر چی خواستین حساب کنین...

بنده هم دست در جیب مبارک کرده و کارت بانکی مبارک تر رو تقدیم کردم و در تعجب از نرخ آرایشگاه با خود گفتم: باید یه چاره ای بیندیشم که از این اصلاح پرهزینه به بهترین نحو بهره برداری کنم خب چه کنم ؟چه نکنم ؟

که ناگاه فکری  بس شگرف به مخیله ام خطور کرد:

 بروم آتلیه ،عکسی از خویش بیندازم که پول آرایشگاه هم حروم نشده باشه و از نظر اقتصادی  به صرفه باشد  و عرضم خدمتتون که چندین برابر  هم آتلیه پیاده شدم و عکس از وجنات مبارک خویش همی بنداختم و البته به عکاس هم گفتم جراحی بینی مختصری بر نگاره ی اینجانب بنماید ،  و از عذاب وجدان برهیدم و خوشحال که به بهترین وجه از این قضیه استفاده نمودم 

 

 

 

اصن من به اقتصادی فکر کردن معروفم !

اصن خودشیفته ام نیستم !

 

/ 6 نظر / 21 بازدید
م.ن.آزادانی

غصه نخور همه تواین مملکت افکار اقتصادی گاها این مدلی دارن [نیشخند] عکس رو که گرفتی بذار تو وبلاگ ببینیم آرایشگرو عکاس ماهر بودن یا نه [نیشخند]

رها

شما اگه مدریت مالی یه شرکتو به عهده داشته باشین یه ماهه مدیرعامل شرکت کچل میشه بعدم سکته ناقص میزنه بعدم انا لللّه و انا الیه راکشون

وحید53

همیشه هشت تومن پرداخت می کنم ژی روز می گه 12 تومن من ده تومن دادم دیگه هم اونجا نمی رم

حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. اين پيام، در حکم کارت دعوتيست محضر شما عزيز. خوشحال خواهم شد در کلبه خود در خدمت شما باشم. مطمئنا مطالب متنوع وبلاگ، مورد نظر شما قرار خواهد گرفت. منتظر حضور و نظرات ارزشمند شما گرامي هستم. موفق و منصور باشيد. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

والری

یا قلی!!!چه حوصله ای داشتی رفتی آتلیه... ما خانوما که هر بار مبریم آرایشگاه همینطوری پیاده میشیم چی بگیم؟فک کنم تا الان یه آلبوم عکس کامل میشد[زبان]