باز هم انسان

کلاغ را دوست دارم با آن که صدایی برای آواز ندارد به صدایش عشق می ورزد و می خواند لاک پشت را دوست دارم با آن که سرعتی در حرکت نداردهمیشه سرش را مانند خان ها بالا می گیرد و راه می رود مورچه را دوست دارم با آن که جثه ای نداردلقمه ای چند برابر خویش برای آذوقه اش بر می دارد در عجبم از انسان و اشرف مخلوقات با این همه توانایی ناامید از خویشتن است

/ 5 نظر / 22 بازدید
ننه صدرا

چه تعبیرای جالبی!نگاه قشنگی بود.

تینا

[دست][دست][گل][گل][قلب][قلب]

khodai

مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد روح زندگی را برای خویش نگه می دارد . . . تنهایی نامِ دیگر پاییز است هرچه عمیق‌تر برگ‌ریزانِ خاطره‌هات بیش‌تر . . .[گل] سلام...عالی بود.امیدوارم ناامید نباشیم چون که خدا انسانهای ناامید رو دوس نداره[گل][گل][گل][گل][گل]