ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادم


روزها گر رفت ،گو رو ،باک نیست!

ویروس های عزیز دل

این ویروس های عزیز دل برادر ، پس از دل تنگیه بسیار از دوری یار  اومدن به زیارت بنده، آخه بیچاره ها یه سر پناه می خواستن، منم چون دیدم آواره هستن و جایی رو ندارن بشون گفتم : بیان یه مدت مهمون من باشن، اونا هم با روی باز قبول کردن و تشریف اوردن، فقط نمی دونم چی شد یهو !!! کل فک و فامیشون با هم اومدن ،گفتم بابا من که فقط خودتون رو دعوت کردم په چرا بقیه رو هم اوردین یکیشون گفت : این جا که برای همه ما جا هست ؟ دیدم حرف ، حرف حسابه، گفتم : خوب لااقل کمتر سرو صدا کنین، کمتر با هم حرف بزنین، بذارید راحت بخوابیم ،گفتن : یه بار تو زندگیت یه کار مثبت کردی، حالا اونم با این حرفات خراب کن، با خودم گفتم : نه بابا انگار خیلی این ویروس ها روشون زیاد شده ،باید چاره ای اندیشید، رفتم در یخچال رو باز کردم و همزمان دو عدد قرص سرماخوردگی زدم بالا.

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٦