ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادم


روزها گر رفت ،گو رو ،باک نیست!

هرم متفارق الاضلاع

سال آخر دانشگاه یکی از همکلاسیا تماس گرفت و گفت : یه مقدار پول داری قرض بم بدی 

بش گفتم : برا چی می خوای ؟‌

گفت:‌ یه مشکلی پیدا کردم پول لازم شدم ...

تو ذهنم گفتم :‌په تو این همه فک و فامیل و رفیق فابریک داری باید بیای به من رو بزنی‌ که سالی یه بارم احوالمو نمی پرسی ...

ولی به هر حال گفتم : یه سه چار سالی هست که می شناسمش نمیاد هپولیش کنه یه لیوان آب هم روش بخوره 

خلاصه براش واریز کردم  ، فرداش که دانشگاه رفتم یکی از دوستام گفت : اگه فلانی بت زنگ زد و درخواست پول کرد بش ندی یه وقت !

گفتم : په چرا ؟ 

گفت :‌رفته درگیر این شرکتای هرمی شده تعجب

گفتم :‌ای بابا من که پوله رو دادم رفت ، هیچی دیگه باید فاتحشو بخونم.

هر چی بش زنگ زدم جواب نمی داد تا اینکه بالاخره زنگ زدو گفت تا آخر هفته برات واریز می کنم .

الان از این قضیه نمی دونم نتیجه بگیرم پول به کسی قرض بدم یا نه ؟

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٦