ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادم


روزها گر رفت ،گو رو ،باک نیست!

 

چه اتفاق های عجیبی تو این مدت تو کشور افتاده

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/۸

 

سلام به دوستای خوب

 

چه گردو خاکی گرفته اینجا رو

چه قدره مطلب نذاشتم

 

هوای اهواز امروز که به شدت گرد و خاک دید افقی بسیار کم

مطلب نمی ذارم لااقل اخبار هواشناسی رو بگم

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ۸:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/۸

محبوس

 

 

 

 

خودت را محبوس دیوارها نکن 

 

دیوارها برای کسی گریه نمی کنند...

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٧/۸

فیلم هندی

امروز با جمعی از برادران هندی یه نیم ساعت نشستم فیلم هندی دیدم یعنی از اون فیلم تخیلیا بود  ، طرف تو هواپیمای شخصیش نشسته کیفش رو باز می کنه یه بمب ساعتی داخلش می بینه که تا چند لحظه دیگه بومممم هواپیما رو هوا منفجر میشه و بعدش هم قطعا از اون ارتفاع سقوط می کنه دیگه به احتمال قریب  یقین 

اما آخر فیلم نشون میده طرف به طرز معجزه آسایی  از این سانحه ی اسف بار جان سالم به در برده

حالا مثلا  آقا این بمب که ترکید طرف جزغاله نشده باشه خب این قبول

زنده موندن بعد از سقوط رو چه طور توجیه می کنه من نمی دونم

البته ممکنه هواپیما ایر بگ داشته باشه به هر حال فرض محال همیشه محال نیست

خود هندیا خندشون گرفته بود برگشتم گفتم بعد از سقوط و اون انفجار  آخه چطور ممکنه....

فیلمش تولید 2015 بود دیگه انتظار نداشتم هنوزم مثه قدیم این طوری هندیا فیلم بسازن

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ٢:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٢۸

روز نوشت

به یه دکل حفاری  دریایی اومدم با پرسنل اکثرا هندی

کارکنای ایرانی رو هم کامل نمی شناسم

 الان قات زدم ایرانی می بینم فکر می کنم هندیه وقتی می گم hello  از تعجبشون می فهمم یه گندی زدمنگران

 

برای اولین بار بالاخره یه رمان دارم می خونم تقریبا دویست صفحه تو دو سه ساعت خوندم   در حال پیوستن به جرگه با کلاس ها هستم اینا که هی می گن فلان رمان رو خوندیم کلا از کلمه رمان فراری بودم فکر می کردم کی حوصله داره  چارصد پونصد صفحه ، سه چار ماه طول می کشه بخونی

 ولی این اولیش بدک نبود

یه حدیث از امام علی (ع): هنگامی که از چیزی میترسی ، خود را در آن بیفکن ، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی ، از خود آن سخت تر است .


   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٢٥

دوراهی های انتخاب

بعضی وقتا انتخاب هامون اونقدر اشتباه و فاجعه باره که جز شرمندگی و سرافکندگی چیزی به بار نمیاره  و اولین کسی که تحت فشار قرار می گیره خودمون هستیم  و در برابر وجدان خودمون و خداوند توان پاسخ گویی رو نداریم باید این رو بفهمیم همیشه یه راه سوم  یا حتی راه چهارمی هم هست که الزاما صفر و یک مطلق نیست و تعدیل شده ی دو راه دیگس که نه سیخ می سوزه نه کباب پس سعی کنیم با فکر عمل کنیم 

یه حدیثی از پیامبر(ص) : همیشه حق بگویید حتی اگر به زیان خود یا دوستانتان باشد

خدایا کمکم کن بتونم این رو اجرا کنم فهمیدم که سخته ولی کمکم کن

 

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ٩:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٥

خلیج همیشه پارس

دوستان اگه حدس زدین الان از کجای ایران دارم این پست رو می نویسم ؟خجالت

 

الان تو دل خلیج همیشه پارس هستم....

 

جای شما خالی....

این عکس هم که خودم گرفتم تقدیم به شما خوبان

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/٢٧

لطفا

درب دلم را محکم تخته کرده ام 

 

اگر عزم آمدن داری لطفا در نزن

 

گشوده نمی گردد ...

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٥/۱٢

چی بگم؟

داییم زنگ زده رو گوشیم میگه : دایی!

بله جانم

زن گرفتی منو خبر نکردی؟ تعجب

 

یه لحظه با تعجب به اطراف نگاه کردم گفتم : دایی جان سه چارتایی گرفتم دقیقا منظورت کدومشونه؟خنثی

 

بعد خندید گفت: من از عهده یکیش برنمیامسوال تو دیگه کارت درسته...

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ٢:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٤/٢٦

منو تو این موقعیت قرار ندین ...

یه سری عید مبعث روزه گرفته بودم  تا این که بعد از ظهر یکی از همسایه های گرامی یه مقدار شیرینی به مناسبت عید  آورد درب منزل...خوشمزه

من هم که از دیدن شیرینی ها به وجد اومده بودم از فرط شادی همشون رو در طی یک عملیات انتحاری به ورطه ی نابودی کشوندم دریغ از این که به کسی تعارف کنم.

 که بعد از اتمام عملیات متوجه شدم ای بابا روزه بودم هاااااان.....

 

خب چرا منو تو این موقعیت قرار میدین .....؟؟؟!!!

   + ح . شفیعیان (پارسا آزاد) - ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۳/۱٩
← صفحه بعد